پروژه درختکاري آباده به همت آقاي مهندس محمدرضا داهي، کارمند بازنشسته وزارت کشاورزي، در زمستان سال ۱۳۷۹ شروع شد و در سال ۱۳۸۰ با کمک خانم نکو داهي، از ايرانيان مقيم ايالات متحده، و ديگر آبادهايهاي مقيم آمريکا و اروپا، و همچنين بعضي افراد علاقهمند به محيط زيست، ابعاد گستردهتري پيدا کرد.
تاکنون که سه سال از اين طرح آموزشي - عملي ميگذرد، حدود ۱۶۰۰ دلار آمريکا از طرف دوستان مقيم خارج از کشور اهدا شده که با مبلغ ۱۰۰.۰۰۰ تومن (۱۲۵ دلار) سالانه که علاقهمندان داخل کشور تهيه ميکنند، امکانات تهيه و کاشت چند صد نهال قيچ (bean caper)، تاغ (saxaul)، و اسکنبيل (calligone) را در اطراف شهرستان آباده فراهم کرده است.
جناب آقاي محمد رضا داهي در دو گزارش فعاليت هاي انجام شده در سالهاي 1381 و 1382 را به خانم نكو داهي اعلام كرده اند كه در ذيل مي آيد :
گزارش سال 81 :
دوست ميدارم من اين آشفتگي کوشش بيهوده به از خفتگي
خوشحالم از اينکه بخشي از تعهدات خودم را اجرا کردم و اينک گزارش آنرا ميفرستم. تعهد مقولهاي است بسيار سنگين و سنگينتر براي کساني که به جامعهاي - کوچک يا بزرگ - متهد باشند. من هم به جامعه کوچک آبادهايهاي مقيم آمريکا مديون هستم و نيز بدهکار، و هم به جامعه بزرگتر خودم در ايران. شايد تا آخر عمر نتوانم تعهداتم را اجرا کنم اما اگر بتوانم بار آنرا سبکتر کنم باز خودش کار بزرگي است. اين نامه را براي همه کساني که پولي براي اين پروژه پرداخت کردهاند مينويسم تا از کم و کيف قضيه با خبر باشند.
همه چيز با ۱۲۵ دلار شروع شد: يک دوازدهم حقوق سالانه من در ايران. بازنشستهاي در دستگاه دولتي. آن را به آموزگاري در هنرستان کشاورزي آباده دادم تا دو هزار نهال گلداني از گياه «قيچ» برايم تهيه کند. بذر و کيسه پلاستيکي را از اداره منابع طبيعي آباده به رايگان گرفتم. آموزگار محترم هنرستان، خاک، کود، شن و وسايل ديگر را خريد و با کمک دانش آموزان گلدانها را با مخلوط خاک و شن و کود پر کرد و بذر کاشت. دانش آموزان آنها را آب دادند و سرانجام حدود ۵۰۰ نهال گلداني به دست آمد. جوانه زدن همين تعداد بذر هم با توجه به خشکساليهاي پيدرپي و پوک بودن بذرها، باعث خوشحالي بود.
تا يک سال، نهالهاي گلداني ميهمان هنرستان کشاورزي آباده بودند. در تاريخ چهاردهم اسفند سال ۱۳۸۰ با کمک مسوولان اداره کشاورزي آباده که کاميون سفيد رنگ اداره را در اختيار من گذاشتند، نهالها را به بيابان برديم. دانشآموزان هنرستان کشاورزي آباده با علاقه زياد گلدانها را در کاميون چيدند. براي آنها توضيح دادم که «قيچ گياهي است بياباني که با مقدار کم بارندگي سالانه آباده سازگار است. آنها را در بيابان ميکاريم تا بزرگ شوند و سيماي امروزي بيابانهاي بي علف را تغيير دهند.»
گدانها را به بيابان برديم. از کاميون روي زمين گذاشتيم و منتظر مانديم تا دستهاي از دانشآموزان عضو «انديشههاي سبز» که تشکيلاتي است غيردولتي (NGO) از راه برسند. طولي نکشيد که مينيبوس رسيد. دانشآموزان همراه سرپرست پياده شدند. ابتدا رئيس اداره منابع طبيعي به آنان خير مقدم گفت. کارشناس بيابان زدايي نيز مسائل فني کاشت درخت را توضيح داد و سپس من برايشان سخن گفتم، اينطور:
«دوستان من! اين بيابان تا ۵۰ يا ۶۰ سال پيش پر از درختچه بود. درختچههاي جورواجوري مانند قيچ، کال، گز، اسکنبيل، و ... اين بيابان را پوشانده بودند. در ارتفاعاتي که الان ميبينيد بادام کوهي، بنه، و کلخونگ ميروييد. به دليل وجود همين درختچهها که پوشش گياهي اين منطقه را تشکيل ميدادند، آب هم فراوان بود و براي زندگي جانداران، محيط مساعدتري داشتيم. در اين منطقه آهو فراوان بود، گورخر جولان مي داد؛ خرگوش، لاکپشت، گرگ، مار، و پلنگ هم بودند. علفخواران منبع غذايي مطمئني در اختيارشان بود. گرگ و پلنگ خيلي خوب آهوها و گورخرهاي بيمار را از دور تشخيص ميدادند، آنها را ميگرفتند و ميخوردند. با اين کار، جانوران ديگر را از مريض شدن نجات ميدادند. در مجموع محيط زنده و زيبايي داشتيم.
اما اکنون ميبينيد که زمين لخت است. پدران ما درختان و درختچهها را براي گرم شدن در زمستان و پخت نان بريدند و سوزاندند. آنها مجبور به استفاده از اين گياهان بودند زيرا نه گاز داشتيم و نه برق. اما اشتباه پدران ما اين بود که به جاي آنکه شاخهها را ببرند و ريشه گياهان را باقي گذارند تا سال ديگر برايشان شاخه توليد کند، درختان را از ريشه بيرون ميآوردند. تا توانستند گوسفندان را زياد کردند. گوسفندان فرصت رويش را از گياهان گرفتند، و نتيجه آن شد که اکنون ميبينيد: بياباني لخت، بيآب و علف، و عاري آهو و گورخر.
ما امروز اين گلدانها را در خاک مينهيم تا ريشه کنند و تبديل به نهال و درخت و درختچه شوند. شايد از اين ۵۰۰ گلداني که ميکاريم تعداد کمي فرصت يابند تا تبديل به درختچه شوند اما مهمتر از اين موضوع آن است که فکر بهبود محيط زيست ما در ذهن شما ريشه دواند. اين ۵۰۰ گلدان حداکثر سه هکتار بيابان را ميپوشاند اما اگر تفکر زيست محيطي را در خود تقويت کنيم، بيش از اين مي توانيم خدمت کنيم.
ما درخت ميکاريم تا اشتباهات پدرانمان را جبران کنيم، زندگي پويا را به محيط خود بازگردانيم، و منبع مطمئنتري از آب آشاميدني براي خود دست و پا کنيم. ما ميخواهيم محيطي سواي آنچه پدرانمان به ما تحويل دادند به فرزندان خود تحويل بدهيم. درخت ميکاريم به اميدي که روزي در سايه آن خرگوشي بيارامد يا در شاخههاي آن پرندهاي لانه گزيند. با همکاري هم شروع مي کنيم.»
دانشآموزان آنگاه در گروههاي چهارنفره هريک وظيفهاي به عهده گرفت. يکي ته گلدان پلاستيکي را مي بريد، ديگري آن را در خاک مينشاند، سومي در اطراف آن خاک میريخت، و چهارمي با ظرف به آن آب ميداد.
کار تمام شد. دانشآموزان سفره را پهن کردند تا ناهار بخورند. غذايي بس ساده اما فوقالعاده سالم؛ نان گندم و ماست. همين و همين که از خانه به همراه آورده بودند.
روز پانزدهم اسفندماه دو گروه ديگر از دانشآموزان را به بيابانها آورديم. مقداري قلمه گز به آنها داديم تا در جويچههايي که با تانکر پر از آب شده بود در خاک فروکنند تا شايد روزي به درختي تبديل شوند و چهره بخشي از بيابان اطراف را دگرگون کنند. دختران و پسران در اين روز ابتدا به سخنان من که در همين زمينه بود گوش دادند و با نشاندن قلمه ها و کسب تجربهاي کوچک اما ارزنده از چگونگي اجراي کار براي بهتر کردن محيط زيست، به. طي دو مرحله حدود ۱۶۰۰ دلار آمريکايي براي من فرستاده بوديد. به جز ۱۰۰ هزار تومن (حدود ۱۲۵ دلار) که از خودم هزينه کردهام، ۲۵۰ دلار هزينه شد. اکنون حدود ۱۳۵۰ دلار اهدايي آبادهايهاي مقيم آمريکا و کانادا نزد من است. دو کار ميتوانيم بکنيم: اين مبلغ را برگردانم تا به نسبت بين آن عزيزاني که به تقاضاي تو پاسخ مثبت دادند تقسيم کني يا همچنان نزد من باشد تا در سالهاي بعد نيز اين برنامه را با تفصيل بيشتر ادامه دهم. اما به عقيده من براي همشهريان خوب مقيم آمريکا زيبنده است که به شکرانه رهايي از درآمد ۱۲۵ دلار در ماه(!) اجازه دهند بقيه پول نيز صرف درختکاري شود و زيبندهتر آنست که دست کم هر دو سال يکبار موضوع را از من پيگيري کنند تا اگر اين برنامه هنوز ادامه دارد اگر دلشان خواست کمکهاي بيشتري بکنند و مطمئن باشند که حتي يک شاهي (ببخشيد! يک سنت) از پول جمع آوري شده جز براي رفاه جامعه آباده هزينه نخواهد شد. در مورد خودم در برابر سخني که از يکي از اهدا کنندگان شنيدم، به اين بيت شعر بسنده ميکنم:
گرچه گردآلود فقرم شرم باد از همتم
گر به آب چشمه خورشيد دامن تر کنم
تجربهاي که طي اين دو سال کسب کردم آن است که ميتوان با تلاش بيشتر، دانشآموزان بيشتري را با مسائل زيست محيطي آشنا کرد. من خود سالانه اين مبلغ را پرداخت خواهم کرد و برنامه را دنبال ميکنم.
در اين يکي دو سال من از حمايتهاي فني و معنوي بسياري از مسئولان شهرستان آباده برخوردار بودم. آقاي «فرخي»، فرماندار محترم، براي اجراي اين برنامه پشتيبان قابل ستايشي بودند. آقاي مهندس «صفائيان»، رياست محترم منابع طبيعي، و کليه همکارانشان اعم از ستادي يا صحرايي ار جمله آقاي «شادکام»، معاونت اداره، يا آقاي «مقصودي» و مهندس «صالح» در ايستگاه بيابانزدايي شورجستان، هيچگاه مرا تنها نگذاشتند. بخش زيادي از تجهيزات مورد نياز براي اجراي اين برنامه را اين آقايان در اختيار گذاشتند. آقاي مهندس «يزدانپرست»، رياست محترم کشاورزي نيز با در اختيار گذاشتن کاميون براي حمل نهالها از هنرستان کشاورزي به صحرا، کمک ارزندهاي به من کردند. آقاي مهندس «سليماني»، رياست محترم هنرستان کشاورزي، نيز در اجراي برنامه توليد نهال همکاري شايستهاي کردند که از همه آنها سپاسگزارم.
برنامه من در سال آينده آن است که با همکاري مسئولان تشکل زيستمحيطي «انديشههاي سبز» نهالهاي بيشتري توليد و در دنباله همين قطعه زمين يا در جاهاي ديگر بکارم. از تنوع زيستي نيز غافل نيستم. به يکي از دوستان سفارش کردهام که از کاشان بذر گياه «اسکنبيل» برايم بياورد تا کاشت اين گياه را در آباده ترويج کنيم. اگر من خود در آباده زندگي ميکردم شايد نتيجه بهتري از اين برنامه ميگرفتيم اما وجود آقاي مهرورز، يکي از دوستداران محيط زيست و رئيس گروه «انديشههاي سبز» مايه اميد براي من است که همگي به نحو مطلوب بتوانيم به هدف نزديک شويم.
. شايد ذکر اين نکته لازم باشد که بدانيم با اين مقدار پول و امکاناتي که در شهر آباده وجود دارد نميتوانيم خسارتهايي را که سالهاي سال بر محيط زيست ما وارد آمده است جبران کنيم. کتاب خاطرات خان قشقايي را بخوانيد تا بهتر دريابيد که شکارهاي روزانه ايشان - آن هم دهها راس آهو و صدها قطعه کبک و ديگر پرندگان فرصتي باقي نگذاشت تا حيات وحش جان بگيرد. مسابقه شکار بين شکارچيان زماني به تعداد سرهاي آهوهاي شکار شده هر شخص محدود ميشد. آقايان نه وسيله داشتند و نه نيازي احساس ميکردند که تن آهوان شکار شده را با خود به جايگاه مسابقه نزد داوران بياورند!! جبران خسارتهايي از اين قبيل اگر نگوييم ناممکن اما بسيار دشوار و پرهزينه است. مبادا اهدا کنندگان انتظار داشته باشند فردا فيلم باغهاي پر از درخت و گلّههاي صدتايي آهو و گورخر برايشان نشان داده شود. تخريب محيط زيست وسيعتر از آن است که در ذهن بگنجد. اگر بتوانيم وضع را در همين حالت نگه داريم شاهکار است. ار اين رو، کار من و افرادي مثل من کاري است فرهنگي. چه بسا حتي يکي از ۵۰۰ نهالي که دانشآموزان کاشتهاند هم پا نگيرد اما من نگران اين مساله نيستم. کارم را ادامه ميدهم شايد اين کار جرقهاي باشد در ذهن يکي از همين دانشآموزان که وقتي به منصب وزارت کشاورزي رسيد، کارش را با علاقه بيشتر دنبال کند.
چندين عکس مربوط به فعاليتهاي درختکاري را ميفرستم. در کنار آنها و در پشت هر عکس توضيحاتي دادهام. ديدن اين عکسها شايد جدي بودن اين برنامه را بهتر نشان دهد. هرقدر زمين لخت و عور در عوض آسمان آبي زيبايي داريم.
چند نکته را فراموش کردم در جاي خود بنويسم:
۱- فوريترين نتيجه اين برنامه آن بود که آموزگار محترم هنرستان کشاورزي آباده، حدود ده گلدان حاوي نهال «قيچ» را در هنرستان باقي گذاشت تا آنها را در محوطه هنرستان بکارد، بذرگيري کند، دانشآموزان را با خصوصيات گياه آشنا کند، و احتمالا اگر امکاني فراهم شود برابر همين برنامه آنرا تکثير کند و در جاهاي مناسب بکارد. اگر هيچ نتيجه ديگري از اين برنامهها به دست نيايد، همين يک مورد کافي است تا خستگي را از تن به در برد.
۲- نامهاي انگليسي و علمي گياهاني را که در اين گزارش از آنها نام بردهام، در زير مينويسم. شايد براي بعضي دوستان لازم و جالب توجه باشد:
|
نام فارسي |
نام علمي |
نام انگليسي |
|
قيچ |
Zygophyllum sp. |
bean caper |
|
کال(وشا) |
Dorema ammoniacum |
ammoniac plant |
|
اسکنبيل |
Calligonum |
calligone (fr.) |
|
تاغ |
Haloxylon |
saxaul |
|
گز |
Tamarix |
tamarisk |
|
کلخونگ (بنه) |
Pistacia Khinjuk |
pistachio tree |
۳- آقاي «مهرورز»، رييس گروه «انديشههاي سبز»، اظهار تمايل کرد که برنامه توليد نهالهاي گلداني را با کمک دانشآموزان ديگر و در جاهاي ديگر نيز اجرا کنند. همين مطلب اميدواري ميدهد که برنامه درختکاري به کمک دانشآموزان، قائم به ذات شخص معيني نيست و به سخني ديگر اگر فردا من از اين برنامه به هر دليلي بيرون روم، مشکلي در ادامه اجراي اين برنامه پديد نخواهد آمد و ديگران آنرا دنبال خواهند کرد زيرا اولا ترس از شکست از بين رفته است و ثانيا افراد، سادگي اجراي برنامه را احساس کردهاند.
به اميد روزهاي بهتر
- محمدرضا داهي
گزارش سال 1382
نکو جان سلام
خداوند را سپاس که يک سال ديگر بر عمر من افزود تا بتوانم دومين گزارش خود را بفرستم. در سال ۱۳۸۱، باقيمانده پولي را که همشهريان مقيم آمريکا از طريق شما براي من فرستاده بودند - در حدود ۱۳۵۰ دلار، معادل ۱۰۱۸۰۰۰۰ تومان - در قبال تضمين کافي به شخصي دادم و او هر سال ۲۰۰۰۰۰ تومان به عنوان سود به من ميدهد. اين مبلغ به اضافه ۱۰۰۰۰۰ تومان هزينههاي سه برنامه جداگانهاي را تامين کرد که در زير به آنها اشاره ميکنم.
۱- لازم بود درختان قيچ کاشته شده در اسفند ۱۳۸۰ (که گزارش آن را قبلا فرستاده بودم) در تابستان سال اول يک بار آبياري شوند تا اطمينان بيشتري براي پا گرفتن آنها حاصل شود. در اين خصوص، ۲۵ نقر از دانشآموزان پسر آباده شرکت کردند و با هدايت تشکل غيردولتي (NGO) انديشههاي سبز آباده نهالهاي قيچ کاشته شده را آبياري کردند.
۲- در آذرماه و ديماه ۱۴۸۱، آقاي صداقت، از همشهريان علاقهمند مقيم رفسنجان، دو کيسه بذر گياه تاغ را که شخصا از بيابانهاي رفسنجان جمعآوري کرده بود برايم فرستاد. در بهمنماه ۱۳۸۱ به آباده رفتم و به کمک دانشآموزان دختر دبيرستانها - که اين بار نيز گروه انديشههاي سبز آنها را سازماندهي کرده بود - اين بذرها را در جوار نهالهاي قيچ سال قبل کاشتيم. ابتدا براي دانشآموزان هدفها را توضيح دادم، مسائل زيست محيطي را برايشان به اختصار تشريح کردم، و خود شيوه کاشت بذر را آموزش دادم. تاغ، بر خلاف قيچ، حتماً بايد مستفيم در زمين کاشته شود و نه در گلدان. پس از کاشت هم نيازي به آبياري ندارد. نم مختصري که از آسمان ببارد آن را سبز ميکند. دانشآموزان در گروههاي چند نفري يکي خاک را خراش ميداد و ديگري بذر در گودال ميپاشيد. تعدادي هم تماشا ميکردند و منتظر بودند تا پس از چند دقيقه نوبت به آنها برسد و در اين کار عملاً شرکت کنند.
يک روز پس از کاشت بذر تاغ، بارندگي کم سابقهاي را شاهد بوديم؛ ۱۰ تا ۱۵ سانتيمتر برف!! آن هم در آباده خشک بيباران!! آن هم يک روز پس از بذرکاري! واقعاً براي همه خوشحال کننده بود. در آن روز اطمينان يافتم که حتي خاک خشک آباده نيز از آنچه کردهايم راضي است.
در اين مرحله، نهالهاي قيچ کاشته شده در سال قبل نيز به دانشآموزان نشان داده شد. عکسهاي شماره ۴ تا ۸ مربوط به اين مرحله از فعاليتهاست و عکس شماره ۸ يکي از نهالهاي قيج سال قبل است. در اينجا لازم است اضافه کنم که بخشي از قيجهاي کاشته شده در سال قبل بر اثر بي دقتي بعضي از افراد غير که در آن نزديکيها کار ميکردند از بين رفته است، اما درصدي از آنها که باقي مانده است نشاني از عملي بودن اين برنامه آموزشي دارد.
۳- در اسفندماه ۱۳۸۱ طي دو مرحله، دو گروه از دانشآموزان دختر به ايستگاه تثبيت شن در نزديکيهاي شورجستان رفتند. در اينجا گلدانهاي پلاستيکي را از خاک پر کردند و بذر گياه اسکنيل ( که آن را هم آقاي صداقت از رفسنجان فرستاده بودند) و نيز بذر گياه قرهداغ را در آن گلدانها کاشتند تا در پاييز يا زمستان سال ۱۳۸۲ در بخشي از بيابانهاي آباده کاشته شوند.در اين بخش، آقاي دکتر علي کاوياني، از پزشکان جوان گرگاني جديداً آبادهاي شده نيز شرکت داشتند. از ايشان خواهش کردم گزارش کار خود را بنويسند که کپي آن را به پيوست ميفرستم. آقاي مهرورز، مسوول تشکل غير دولتي (NGO) )انديشههاي سبز آباده نيز گزارش فرستادهاند که کپي آن نيز موجود است.
دو نکته باقي است که در اينجا اضافه ميکنم: اول آنکه در اجراي اين برنامهها، مسوولان اداره منابع طبيعي آباده همه نوع همکاري صميمانهاي را ابراز داشتند. آقاي مهندس صفائيان، رييس اداره، و آقاي مهندس شادکام معاون ايشان، از هر نوع تلاش براي اجراي اين برنامه آموزشي دريغ نورزيدند. لازم ميدانم هر بار از اين دو نفر به طور ويژه سپاسگزاري کنم. همکاران ايشان در آباده و شورجستان نيز بيش از انتظار محبت کردند. از همه آنها تشکر ميکنم.
نکته دوم اين است که در شهرستان آباده (مثل ديگر شهرستانهاي ايران) اداره منابع طبيعي با اعتبارات دولتي، که هر سال در اختيار ميگيرد، و با کمک کارشناسان و با استفاده از امکانات کم و بيش کافي خود، هر ساله به بذرکاري مراتع و کاشت نهالهاي بياباني ميپردازد. با همه تلاشهايي که شده است، هنوز چهره بياباني شهرمان تغيير نکرده است. از فعاليت چند روزه دانشآموزاني که انديشههاي سبز آباده سازماندهي ميکند هم نبايد انتظار داشت که حتي به اندازه درصد کوچکي از فعاليتها اداره منابع طبيعي آباده، در اصلاح خرابيهاي سه چهار دهه گذشته سهم داشته باشند. اما آنچه اين برنامه را از برنامه دولت متمايز ميکند، دخالت مستقيم دانشآموزان در کاشت درخت است که اميدوارم آن اندازه دلبستگي به موطنشان در آنها ايجاد بشود که وقتي از آباده مهاجرات کردند، اين شهر را از ياد نبرند و اگر در کشور صاحب مسووليتي شدند، به ياد آباده آنچه در توان دارند را به کار بندند.
با احترام
- محمدرضا داهي
صنايع دستي از زمان هاي بسيار دور رواج داشته است.مهمترين صنايع دستي آباده عبارتند از :قاليبافي ، منبت كاري ، گيوه و ملكي دوزي ، خراطي ، بافندگي ، ونقره كاري
1 _ قاليبافي:
امروزه صنعت قالي بافي همچنان ارزش و اهميت خود را حفظ كرده است اهالي اصيل اين شهربا اين حرفه آشنايي داشته وكمتر خانواده ايست كه اين فن را نداند.هم اكـــــنون صدها كارگاه كوچك و بزرگ در اين زمينه فعالند.فرشهاي دست بافت آباده شهرتي جهاني داردودر بازارهاي داخلي و خارجي مطرح است
2 _ گيوه و ملكي دوزي :
صنعت گيوه و ملكي دوزي نيز از ديرباز فعال بوده ولي امروزه به دلايل مختلف مانند توليد كفشهاي كارخانه اي ارزان قيمت وتغيير شغل صاحبان آن واستقبال كمتر از اين شغل باعث شده كه به تدريج اين صنعت از موقعيت تجاري به موقعيت هنري تغيير موضع دهد به نحوي كه توليدات آن از نظر ارزش و بها در زمره كالاهاي بسيار گران قيمت در آمده و به همين دليل مشتريان ويژه اي را به خود اختصاص داده است كه بازار عمده اين صنعت در حال حاضر اصفهان و تهران است.
3 _منبت كاري :
صنعت منبت كاري و كنده كاري روي چوب در اين شهر قدمت و سابقه طولاني دارد و هميشه زبانزد خاص و عام بوده است .هرچند كه براي مدت كوتاهي با ركود روبرو شد ولي خوشبختانه اين هنر تحسين برانگيز شديدا بين جوانان شايع شده است و دهها كارگاه در سطح شهر به اين صنعت مشغولند .در اين حرفه چوب درختان گردو ، گلابي ، نارنج و فوفل به كار ميرود . چون اين حرفه علاوه بر اشتياق و ذوق وسليقه احتياج زيادي به صرف وقت و دقت دارد ،لذا توليدان آن بسيار با ارزش و گرانبها بوده وتعيين قيمت براي آن دشوار است .آثار هنرمندان آباده در موزه هاي ايران و جهان موجود است وهنرمندان آن مورد تشويق سازمانهاي ذيربط قرار داشته و آثار چشمگير آن در نمايشگاه ها معرفي و عرضه ميگردد .
3_پارچه بافي :
در گذشته هاي نه چندان دوركارگاه هاي پارچه بافي (كرباس) در اين شهر داير بوده ولي به دليل رونق محصولات كارخانجات نساجي واشباع بازار ها از آنها كه داراي كيفيت بهتر و قيمت كمتر بودند ،اين كارگاه ها تعطيل شدند .مواد اوليه مورد مصرف در اين كارگاه ها از مزاري پنبه آباده تامين ميشده است همچنين سكنه اين شهر در بافت پوشاك پشمي و كركي فعال بوده وامروزه نيز بسياري از خانواده ها اين هنر را حفظ نموده و از حاصل كار خود بهره مي برند . گلدوزي ،سوزن دوزي ،كار روي پارچه ،گلهاي زينتي ونظاير آن به شدت ميان بانوان آباده شايع است ومنبع درآمد عمده اي براي آنان به حساب مي آيد.
4 _صنعت نقره كاري :
در آباده صنعت نقره كاري نيز داير بوده هرچند نسبت به صنعت فرش و منبت كاري در درجه پايين تري قرار داشت با اين حال استادان اين حرفه در ساخت گالش هاي نقره اي براي چاي و شربت خوري ،قاشق هاي چايخوري ،قندان و ..... فعال بوده اند .مروزه اين صنعت به دست فراموشي سپرده شده ولي آثارش در اكثر خانه هاي مردم ميتوان يافت .
صنايع ديگر :
صنعت مسگري تيز رايج بوده واستادان اين حرفه به ساخت وسايل مورد نياز مردم مي پرداختند.
آباده (a:ba:de) واژه اي است فارسي ،اسم خاص كه معمولا در محاوره "ه" آن تلفظ نميشود .اما اصل كلمه از واژه آباد گرفته شده كه در پهلوي از واژه آپاتيه به معناي داير ، آباد ، مسكون ،پر جمعيت وپركشت وزرع مي باشد واز اينجاست كه "ه" مكان به آخر واژه آباد اضافه شده و و محل آباد را ميرساند.
علاوه بر آن در اكثر كتاب هاي لغت واژه "آباد" را علاوه بر مفهوم بالا، نام اولين پيغمبر عجم مي دانند و مذهب او را آبادان مي خواندند واين پيغمبر را نيز "مه آباد"گويند چون پس از تعمير هيكل استخر پارس كه موسوم به فغفور است خانه ساخت و آنرا آباده نام كرد كه اكنون به كعبه شهرت دارد.
در آغاز اين قرن با گسترش راهها و افزوده شدن اهميت آباده از نظر خطوط ارتباطي و مواصلاتي و راه شوسه آنرا "كليد فارس" مي نامند.
ابن بلخي در فارسنامه دركه كتاب خود را بين 500 تا 510 هجري قمري تأليف كرده مي نويسد :قلعه آباده قلعه اي استوار است اما چون ديگر قلاع است كمي كوچك و هواي آن معتدل است وآب از مصنعه بر آن جنگ است .
در سال (1242 ه.ق) زين العابدين شيرواني درباره آباده مي نويسد: شهري است در سه منزلي قمشه (شهرضا ي كنوني)جايي خوب و محلي مرغوب وآبش معتدل وهوايش يه اعتدال مايل وقرب پانصد باب خانه در اوست وبيست پاره قريه ومزرعه مضافات اوست .باغات فراوان دارد وكرباس فراوان در آن ديار بافته مي شود مردمش خالي از مردمي نباشند وهمگي اماميه باشند .اطرافش واسع و قلعه گلين بر آن كشيده اند.
سيد مجدالدين محمد ابن ابي طالب حسيني حائري متخلص به "مجدي" در زينت المجالس (تأليف 1004 هجري قمري) مي نويسد: آباده شهر كوچكي است كه حصاري مستحكم دارد و هوايي معتدل وآب روان ودر آنجا غله و انگور بسيار بود و عسل وافر.
نويسنده مرآت البلدان ناصري مي گويد:آباده از آبادي هاي بزرگ مابين شيراز و اصفهان است كه خرابه هاي زيادي اطراف اين آبادي است كه دليل بر آباداني قديم آنجاست و ميوه خانه شيراز و اصفهان بوده است . در قديم قلعه اي در آنجا بوده از قرار تقرير بعضي از مسافرين فرنگي در آنجا سفر كرده اند.
قاشق هاي آنجا در اصفهان و شيراز معروف و متداول است .اين قاشق ها منبت و بسيار نفيس و قد بعضي آنها سه چارك است اين طرز منبت كاري در هيچ جاي فرنگستان نيست .حتي در سوييس وآلمان كه اين حرفه داير است به اين درجه و كاملي نيست .
تیمچه صرافیان :
اين بنا دربازار كهنه شهر آباده واقع شده است كه در حدود 120 سال پيش به دست استاد رضا يزدي ساخته شده است.درب ورودي آن از جنس چوب و به طرز زيبايي ساخته شده،دو كوبه روي آن قرار داشته كه كوبه سمت چپ مخصوص آقايان وكوبه سمت راست مخصوص خانم ها بوده است .اين بنا توسط حاج محمد خان به يك نفر شيرازي يه نام حاج باقر فروخته ميشود واز او به دو پسرش حاج احمد وحاج محمود به ارث مي رسد.آنها در اين تيمچه به داد و ستد وبازرگاني مشغول مي شوند.30 الي 35 سال پيش اين دو برادر براي نذر خود مراسم عزاداري در اين بنا برگزار مي كردند كه منبري قديمي از آن زمان هنوز دراين ساختمان موجود است. در وسط حياط اين ساختمان قپاني(ترازويي) بزرگ وجود داشته كه اجناس تجاري به وسيله آن وزن مي شده است .آب اين ساختمان از چاه تامين مي شده،از درب ورودي كه وارد ميشويم دو حجره در چپ و راست وجود دارد كه محل كسب دو برادر بوده وروي سر اين دو حجره هم دو اتاق است كه محل استراحت بوده است.اين ساختمان در دو طبقه ساخته شده كه از اتاق هاي بالا براي استراحت تجار و مسافرين استفاده مي شده است . حوض سنگي بسيار زيبايي هم به ابعاد 4*3 متردروسط حياط واقع است در ضمن درب حجره ها هم به صورت كشويي به طرف بالا و پايين باز و بسته مي شود وسقف آنها به وسيله چوب هاي حاشيه دار زيبايي به اندازه 30*20 سانتي متر پوشيده شده است وكف آنها باخشت هاي آجري مربع شكل فرش شده است . در مورد نامگذاري اين تيمچه به نام صرافيان طبق شنيده ها به علت بوده كه چون اين دو برادر از تجار متمول وسرشناس بوده اند در ضمن در شناسايي پول هاي خارجي تبحر داشته اند به آنها لقب صراف داده اند و صرافيان فاميل آنها شده واين تيمچه نيز به همين نام باقي مانده است .
اين بنا به شماره 1932 در سال 1376 ثبت آثار ملي ايران گرديده و هم اكنون در تملك ميراث فرهنگي و شهرداري آباده است ومراحل بازسازي آن هم اكنون دردست اجراست.
نام سه تار امروزه همه را به ياد استادجلال ذوالفنون و نام استاد ذوالفنون نيز، همه را به ياد سه تار می اندازد!، چرا که عمر 67 ساله اش را وقف نواختن سه تار وآموزش آن کرده است.
استاد جلال ذوالفنون در سال 1316 در شهر آباده متولد شد. در کودکی با خانواده به تهران آمد ، تار پدر و ويلن برادرش اورا با موسيقی آشنا کرد و باعث شد که از سن ده سالگی سه تار در دست بگيرد.
برای ادامه موسيقی به هنرستان موسيقی رفت ، در آنجا سه تار چندان مرسوم نبود بنا به گفته خودش ، سه تار سازی نبود که همگانی باشد و فقط مخصوص بعضی خواص بود و تار بيشتر جنبه همگانی داشت) پس او نيز اجبارا تار را برگزيد و در محضر استاد موسی خان معروفی آنرا فرا گرفت.در هنرستان با سازهای ديگر نيز آشنا شد و ويلن را نزد برادر بزرگترش (محمود ذوالفنون ) آموخت اگرچه از نواختن سه تار هم غافل نبودو در مدت هشت سال آموزش وی در هنرستان سه تار ، تار و ويلن را بخوبی ياد گرفته بود .
همزمان با تأسيس رشته موسيقی دانشکده هنرهای زيبا به آنجا رفت و با شخصيتهای ارجمند موسيقی ايران از جمله مرحوم نورعلی برومند و دکتر داريوش صفوت آشنا شد و از اين رو شناخت تازه ای از موسيقی اصيل ايرانی و امکانات وسيع سه تار کسب کرد و از سال 1346 تمام توجه و تجربه اش را بر روی سه تار متمرکز ساخت.
در ادامه راه از روشهای اساتيدی چون ابواحسن صبا و ارسلان درگاهی و راهنمايی های ارزنده دکتر صفوت بهره فراوان برد.
پس از اتمام دانشکده در همان جا و نيز مرکز حفظ و اشاعه موسيقی ملی به تدريس سه تار پرداخت.
حضور در اين مرکز موهبت کسب فيض از محضر اساتيدی چون سعيد هرمزی و يوسف فروتن که از نوازندگان قديمی سه تار بودند را برايش به همراه داشت.
سبک وی در زمينه سه تار نوازی کاملا مشهود و منحصر به فرد است.او توانست پس از زنده ياد احمد عبادی که شرحش پيش از اين رفت ، نقش بارزی در شناسايی ، آموزش و نوازندگی سه تار ايفا کند.تکنوازی استاد مانند يک ارکستر باشکوه است و نوای فاخته سه تارش انيس دلهای سوخته و جانهای عاشق است.
استاد توانست به درستی سه تار را از انزوا خارج کند ، در صحنه بياورد و با ابتکاراتی بی نظيرگروه سه تار نوازی ايجاد کند.اگرچه نوازندگی استاد در کمال تکنيک و شيوه های تخصصی نوازندگی است ، اما آنچنان حسی و تاثير گذار است که مخاطب عادی را نيز مجذوب می کند تا با نوای سازش غمگساری کند يا به دست افشانی برخيزد.
او آنگونه در ارائه آثار موسيقی با سه تارش ماهرانه عمل کرد که خيل عظيمی از جوانان و نوجوانان نيز به موسيقی اصيل ايرانی مجذوب شده و به آموزش آن اقدام کردند.بيش از دو دهه است که کتابهای آموزش سه تار استاد به خاطر سبک جذاب ، انتخاب ملودی ها و نغمه های دلنشين و محلی، به همراه آموزش رديف و تعليم گام به گام موسيقی بيشترين سهم را در آموزش اين ساز داشته است.در اين سالها که موسيقی سنتی متاسفانه مورد بی مهری واقع شده ، هنوز کتابهای استاد ذوالفنون بيشترين تيراژ را دارد و علاقه مندان به آموختن سه تار از سازهای ديگر بيشترند
استاد ذوالفنون به همراه هنرمندان طراز اول در چندين کنسرت و جشنواره داخلی و خارجی شرکت داشته و همواره مورد توجه اهل قرار گرفته است.
استاد علاوه بر تکنوازی که در دو آلبوم پرند و پيوند انجام داده است ، با خوانندگان و نوازندگان زيادی اجرای موسيقی داشته است. او در دو آلبوم گل صدبرگ و آتش در نيستان به همراه شهرام ناظری توانست سبک نوينی را در نوازندگی گروهی سه تار و اجرای تصانيف عرفانی ايجاد کند و به همراه حسام الدين سراج آثاری چون شرح فراق را در داخل و خارج از کشور به اجرا گذاشت.
او با يکی از نوازندگان بزرگ دنيا ، هابيل علی اف ، در آلبوم سرمستان عليرضا افتخاری همنواز بوده است.
حاج عليخان (از روشنفكران و اصلاح طلبان)
حسين پور حمزه وكربلايي تقي دانشور ،ازآزادي خواهان و تاسيس كنند گان حزب دمكرات در آباده
ابراهيم خان سورمقي از شخصيت هاي برجسته در خاندان واعظ زاده
پور فريدون (شاعر دوره ايلخاني)
ضيا (شاعر دوره صفويه)
سقيما آباده اي (شاعر دوره صفويه) ،محمد تقي رسا (شاعر دوران قاجاريه)
شاهد فارسي(شاعر) ،كفري يزدخواستي (شاعر) ،عبدالحسين بهمني(شاعر)
محمد باقر ميرزانيا (شاعر) ،مدد علي (متخلص به زارع (شاعر))
حيدر علي مداح (مذنب (شاعر))
اورنگ خضرايي (شاعر نوپرداز معاصر)
حاج آقا بزرگ مينو (شاعر)
هنرمندان منبت كار معروفي كه آثار هنري آنان زبانزد است و آثار آنان در معتبرترين موزه هاي داخل و خارج نگهداري مي شود مانند :
امامي ها (8 نفر مشهورترين منبت كاران دوره دوره پهلوي اول و دوم)
صنيعي ها (4 نفر مشهورترين منبت كاران دوره پهلوي )
واستاد حسين منبتي (مشهور ترين منبت كار دوره پهلوي اول)
از خوشنويسان معروف ميتوان حاج عبدالله آباده اي وعلي اكبر حسيني (دوره قاجار) غلامرضا اديب زاده (دوره پهلوي اول)و مرحوم بديع الله مرادي را نام برد.
در زمينه موسيقي ميتوان از استاد حبيب الله ذوالفنون وفرزندان ايشان ،استاد محمود واستاد جلال ذوالفنون وهمچنین خانم مرضیه از بزرگترین خوانندگان موسیقی سنتی ایران نام برد
مفاخر علمي :
حاج ملاعبد الله واعظ مجتهد كه در سال 1244 ه.ق وفات يافت.
حاج محمد جعفر آباده اي مجتهدكه در سال 1281 ه.ق وفات يافت
ملا ابوطالب (مجتهد)
ملا امين الله ناظم الشريعه (مجتهد)
محمد حسين الشريعه (مجتهد)
مكنون آباده اي (عارف)
با توجه به پيشينه فرهنگي اين شهر متخصصان فراواني به كشور اهدا يا به خارج از كشور اعزام كرده است واستادان و مشاهير فراواني ازاين خطه بر خاسته اند كه ذكر نام آنان در اين مختصر نميگنجد و تنها به ارايه بعضي آنان بسنده ميشود .
پرفسور امان الله روشن زاير (فيزيك دان و متخصص ترمو ديناميك)
پرفسور محمود رضا شهرياري (دانشمند و مخترع بين المللي)
هدايت الله فروهر (متخصص معدن ومترجم)
روح الله عباسي ( از افتخارات علمی شهیر آباده)
دكتر آزموده (استاد دانشگاه در لندن كه اخيرا مبلغ يك ميليارد ريال به دبيرستان سعدي آباده (دبيرستان دوران تحصيلشان ) اهدانموده اند
خانم ميمنت دانا (مترجم)
دكتر ذبيح الله قربان (باني دانشكده پزشكي در شيراز)
دكتر بديع الله آگاه (پزشك وشاعر)
دكتر مسيح آگاه ( شاعر )
دكتر بيژن اعرابي (متخصص مغز و استاد دانشگاه)
دكتر جمشيدصداقت كيش (جغرافي دان،استاد دانشگاه وآباده شناس معروف)
دكتر كريم واعظ زاده (جراح واستاد دانشگاه)
دكتر عباس زماني (متخصص علوم آزمايشگاهي )
1- حمله لشكر افغان به آباده وتسخيرآن درراه عزيمت به اصفهان (1134 ه.ق)
2- اقمت شاه اسماعيل سوم در آباده به فرمان كريمخان زند از سال 1179 ه.ق
3- جنگ لطفعلي خان زند و آقا محمد خان قاجار در محدوده شهر آباده و تخريب قسمتي از شهر
4- قيام حيدر ميرزا فرزند شاه اسماعيل سوم عليه آقا محمد خان قاجار
5- جنگ بابا خان (فتحعلي شاه بعدي )با حسينعلي ميرزا در نزديكي شهر
6- وقوع جنگ آباده در سال 1297 ه.ق ،اين جنگ بين نيروهاي تفنگدار پليس جنوب(قشون بريتانيا مستقر در آباده) از يك سو و نيروهاي ايل قشقايي و آباده اي ها از سوي ديگر
1- قبور خورشيدي در كوه خواجو وكوههاي پشت آن .
2- قلعه گبري بر فراز كوهي به همين نام در مجاورت كوه خواجو از دوره ساساني و قبل از آن .
3- آرامگاه خواجه عكاشه بر فراز كوه خواجو از دوره صفويه .
4- خرفخانه آباده در پشت كوه خواجو از دوره صفويه .
5- عمارت كلاه فرنگي (تاريخ ساخت 1291 ه.ق) .
6- تيمچه صرافيان (شرح آن در پايين آمده است ) .
7- تيمچه مسعودي .
8- تپه هاي باقر آباد كه قدمت آنها نامشخص است .
9- تپه هاي قلعه كهنه رحمت آباد از دوران پيش از تاريخ
10- قلعه سورمق (قاجاريه)
11- كلاه فرنگي سورمق (قاجاريه)
12- كاروانسراي شورجستان (صفويه)
13- نخستين سد قوسي جهان در ايزدخواست
14- قلعه ايزدخواست از دوره ساساني
15- كاروانسرا و پل صفوي در ايزدخواست
16- خرفخانه سورمق و چهل زرعي از دوره صفويه
در سال1285 ه . ش ،ميرزا حبيب الله آموزگار (مستشار ديوان كشور)، هنگام عبور از آباده به سوي تهران ،بنا به خواهش حاج عليخان كه شخص مدبري بوده ،از حركت يه سوي تهران منصرف و در آباده توقف مي نمايد.
ميرزا حسين و ميرزا اشرف هم به تدريس زبان فارسي مي پردازند . ميرزا عنايت الله سهراب نيز براي تدريس زبان انگليسي دعوت مي شود .اين مدرسه به صورت ملي بوده وحقوق آموزگاران از محل شهريه دانش آموزان تأمين ميشده است .در سال 1287 ه . ش محمد باقر موحد ،از اصفهان به آباده وارد مي شود ودر منزل حاج ملا عبد الله واعظ اقامت مي كند.
وي به زبان فرانسه و عربي آشنايي داشته است ،در اين تاريخ مدرسه اي به نام موحد (اين مدرسه در بعضي اسناد به نام اسلامي هم آمده است) تأسيس ميشود .مقارن اين ايام ،دو نفر از صاحب منصبان هيئت تفنگداران پليس جنوب مستقر در آباده "s.p.r” مدرسه مزبوربه محل رونقيه انتقال وبه مدرسه همت موسوم شد كه توسط معلمين آقايان محمد باقر موحد ، علي آقا واعظ زاده وسيد حسين ضيا العلوم (دانا)وغلامرضا اديب اداره شد و مديريت آن بر عهده حاج واعظ بوده است .دراين زمان حاج مخبر السلطنه هدايت به سمت استانداري فارس منصوب مي گردد. و به هنگام عبور ار آباده از وضع اين مدرسه آگاه مي شود. وي دستور ميدهدكه در اين مدرسه به جاي فرانسه ،عربي تدريس شود ودر نتيجه اين مدرسه دچار افت تعداد دانش آموز و درآمد شد به همين دليل علي اصغر واعظ زاده براي تأمين اعتبار لازم به اداره كل فرهنگ فارس مراجعه مي نمايد. اما نتيجه اي نمي گيرد واين مدرسه منحل مي شود .
پس از گفتگوي واعظ زاده با مردم قرار شد 20 درصد ماليات بيشتر به دارايي پرداخت تا از محل عوايد آن هزينه هاي اين گونه مدارس تأمين شود .بر اساس اين تلاشها و مكاتبات و مراجعات پيگير ،علي اصغر واعظ زاده موفق مي شود موافقت اداره كل معارف فارس را براي تامين اعتبارات لازم به منظور تاسيس يك آموزشگاه دولتي كسب نمايد. به اين ترتيب در سال 1294 ه . ش از محل بودجه عوارض معارفي اداره معارف فارس دبيرستان دولتي 4 كلاسه سعدي آباده به مديريت دكتر واعظ زاده تاسيس مي شود ابوطالب دانا ، علي اكبر واعظ زاده ،ميرزا مهدي امام ومحمد باقر موحد مديريت اين مدرسه را عهده دار بوده اند .گفتني است كه اين واحد آموزشي اولين آموزشگاه دولتي است كه در فارس تاسيس شده است. اين واحد آموزشي ملي كه باني آن خانم طلعت آگاه (وفا) بود در سال 1314 شمسي منحل شد .درسال 1290شمسي دبستان ملي زنهاريه معروف به دبستان دولتي دوشيزگان از سوي اداره معارف فارس با يك كلاس تاسيس شد .كه به تدريج كلاسهاي آن افزايش يافت .
با پيگيري اداره فرهنگ آباده ، اداره فرهنگ فارس با افتتاح كلاس اول دبيرستان موافقت و از اول مهر ماه 1315 شمسي اين كلاس شروع به كار كرد. در سال 1316 شمسي كلاس دوم اين دبيرستان نيز تاسيس شد .سرپرست دبيرستان در آن سال محمد رضا دايي بود . در سال 1327 شمسي به تقاضاي اوليا دانش آموزان و موافقت فرهنگ فارس دبيرستان دخترانه اهلي (اقبال لاهوري كنوني )تاسيس شد .
به نام خداوند ايران زمين
شهرستان آباده در شمالي ترين نقطه استان فارس قرار دارد . از شمال به استان اصفهان ، از جنوب به خرمبيد ، از غرب به سميرم و اقليد وازشرق به ابركوه متصل است.
اين شهرستان در فاصله 270 كيلومتري شيراز،200 كيلومتري اصفهان،190كيلومتري يزد و528 كيلومتري شهركرد قرار دارد.
وسعت جغرافيايي آباده 6052 كيلومتر مربع است كه حدود 11 درصد كل مساحت استان را به خود اختصاص داده است.
بخش ها:
شهرستان آباده ،به مركزيت شهرآباده شامل صغاد،بهمن ،ايزدخواست ،سورمق،خسروشیرین و ۱۹ دهستان است
كوهها و رودخانه ها :
كوههاي آباده,دنباله كوههاي زاگرس پاطاق است كه از جنوب باختري كوه دنا شروع ميشود و مهمترين رشته آن بايار وقله معروف آن "دل" به ارتفاع3040 متر است.بين دنا وآباده،رشته هاي مرتفعي از كوههاي كيلويه قرار دارد. رودهاي شهر آباده از كوههاي اين شهرستان ،درنتيجه انباشت برف زمستاني، چشمه سارها ورودخانه هايي به وجود مي آيد.اين رودخانه ها هم اغلب داراي مجاري پر پيچ وخم هستند وجريان مسير آبها در هر دره ،جهت معيني را طي مي نمايد واغلب آنها فصلي هستند.
آب وهوا :
آب وهواي منطقه را مي توان تحت تاثير مرتفع بودن منطقه وقرار گرفتن درپيشكوه هاي داخلي زاگرس و دوري از باد هاي باران آور غربي , از نمونه هاي آب وهواي كوهستاني دسته بندي كرد . ميانگين بارندگي سالانه آن حدود120 ميليمتر وميزان بارش سالانه آن حدود 200 ميليمتر است كه در رديف نواحي خشك كشور جاي ميگيرد.اين شهرستان سردترين نقطه استان فارس به شمار رفته وزمستاني سرد و طولاني دارد.
دين زبان و نژاد :
غالب ساكنان شهرستان آباده ونواحي پيرامون آن ،پيش از تسلط اعراب،زرتشتي بودندودرزمان صفويه به مذهب تشيع گرويدند. هم اكنون تمامي ساكنان غير از تعدادي از همشهريان كليمي كه از اصفهان به اين شهر آمده اند، شيعه 12 امامي هستند. زبان مردم آباده ،فارسي است ودر بعضي از بخشهاي اطراف آن طوايفي از اعراب و ايل قشقايي ساكنند كه گويش تركي دارند. نژاد مردم آباده از نژاد ايران باستان و يا آريايي است. تقريبا 20 سال است كه تركان قشقايي به اين شهر مهاجرت ميكنند كه بر اساس ديدگاه هاي موجود ،آنان نيز آريايي نژاد هستند.
پوشش گياهي و نمونه جانوري :
با توجه به آب وهواي منطقه پوشش گياهي اين شهرستان از نوع استپ كوهپايه اي يا نيمه بياباني است كه پوشيده از انواع بوته هاي نواحي استپي است.در پاي كوه هاي جنوبي گل هاي رنگارنگ بهاري وگياهان دارويي در ميان بوته ها ديده ميشود اين پوشش گياهي در كشور به نسبت نواحي بياباني و نواحي مرطوب در رديف مراتع متوسط قرار دارد.به علت اوضاع طبيعي حاكم بر منطقه وصيد هاي بي رويه در گذشته حيات وحش آن فقير شده است، در دشت جانوراني مانند خرگوش، روباه ، وكفتار بيش از بقيه ديده ميشوند.
معادن:
معادني كه در اين شهر قرار دارند عبارتند از:
معدن بزرگ خاك نسوز كه از معادن نادر اين ماده در خاور ميانه به شمار ميرود.
معدن خاك نسوز آباده :
معدن خاك نسوز استقلال آباده در جنوب شرقی اصفهان و 10 كيلومتری شمال شرقی آباده در ً8 َ15 ْ31 عرض شمالی و ً25 َ43 ْ52 طول شرقی واقع شده است . در منطقه معدنی استقلال سنگهای دونين ، كربونيفر پايينی ، پرمين، ترياس و سرانجام كواتر نر گسترش دارند. نهشته های دونين بيشتر از شيل ، فورش سنگ ، ماسه سنگ ، كوارتزيت ، و آهك ماسه سنگی تشكيل شده اند . ميدان معدنی نيز مرتبط با همين سنگها است . بر روی اين سنگها نهشته های كربونيفر (سنگ آهك و ماسه سنگ) با ضخامت نزديك به 300 متر قرار دارند كه خود به وسيله آهك و دولوميتهای پرمين پوشيده می شوند . نهشته های ترياس شامل سنگ آهك خاكستری ، در قسمت جنوبی و شرقی معدن گسترش دارد . بخش وسيعی از منطقه معدنی را نهشته های كوارترنر می پوشاند . دايكهای ديا بازی و توده های ديوريتی و گرانوديوريتی به سن تقريبی پرمين تا اوايل ترياس سنگهای ديگر منطقه را تشكيل می دهند . دايكهای ديا بازی و توده های ديوريتی و گرانو ديوريتی به سن تقريبی پرمين تا اوايل ترياس سنگهای ديگر منطقه را تشكيل می دهند. دايكهای ديابازی و توده های ديوريتی و گرانوديوريتی در بين سريهای دونين نفوذ كرده اند . اين تحقيق برای شناسايی كانيهای رسی معدن خاك نسوز استقلال آباده صورت پذيرفته است . با توجه به اينكه قسمتی كه استخراج مواد نسوز از آن صورت می گيرد قيفی شكل O p en Pit) ( می باشد و توده های نفوذی در بين خاكهای نسوز نفوذ نموده اند و در نتيجه باعث تغييرات كانيهايی و ژئو شيميايی آنها شده اند . نحوه نمونه برداری از خاكهای نسوز بر اساس فاصله و دوری و نزديكی به اين نفوزيها صورت گرفته است . در نهايت نتايج حاصله بدين صورت بوده است كه نوع كانيهای رسی كه در مجاورت و نزديكی توده های نفوذی قرار داشته با نوع كانيهای رسی كه فواصل بيشتری را از توده نفوذی داشته اند متفاوت می باشند در نزديكی و مجاورت توده های نفوذی كانيها ی رسی ، كائولينيت ، پروفيليت ، ايليت ، مونت موريلونيت و كلريت با استفاده از روش پراش ، و پرتوايكس تشخيص داده شد . در صورتی كه در خاكهای نسوز با فاصله بيشتر از نفوذ كانيهای رسی ايليت ، پيروفيليت و كائولينيت با استفاده از روش ذكر شده تشخيص داده شد . روشهای تكميلی ديگر مانند c.E.c(cation Exchange capasity) ظرفيت تبادل كاتيونی و روش (Infrared)Ir هم مورد استفاده قرار گر فتند كه تأييد كننده نتايج فوق می باشد.
معادن زيادي از انواع سنگ ها مانندسنگ سفيد ،معدن گچ در حومه آباده ، معدن گل چيني در 9 كيلومتري آباده ومعدن بزرگ كبالت
صنايع دستي:
منبت آباده :



منبت كاري آباده شهرت جهاني دارد ونمونه هاي آن در موزه هاي جهان به عنوان بهترين كا هاي هنري نگهداري ميشود.منبت كاري هاي كاخ مرمر ، به دست هنرمندان اين شهر ،همچون استاد احمد امامي ساخته و پرداخته شده است .ملكي وگيوه هاي آباده در نهايت ظرافت، استحكام و دقت ، تهيه شده ودر نوع خود بي مانند است.
فرش آباده:
از صنایع دیگری که امروزه بازارهای جهان به نام آباده می شناسد( فرش آباده) است. که حدود ۲۰ سال است در بازارهای جهان با طرح و رنگ خاص عرضه می شود. و نشانگر( فرش آباده) می باشد. و بازارهای اروپا و آمریکا و حتی آفریقا را قبضه کرده است. و بنابراین هیچ کتابی و کاتالوگی که درباره فرش ایران که در بیست سال اخیر نوشته شده نمی توانید بیابید که بحثی از فرش تجارتی آباده نکرده باشد.و طرحی از نمونه های آن ارایه نداده باشد.









صادرات آباده :
صادرات آباده عبارتند از:كتيرا ، انغوزه ،كاسني ،اشق ،قالي و قاليچه، گليم، پشم،مو ،پوست ،پنبه ،روغن ،كشمش ، صنايع دستي وخاك چيني وموارد بسيار ديگر.
ويژگيهاي تاريخي:
به استنادباستان شناشان سكونت در محدوده كنوني آباده به هزاره اول پيش از ميلاد باز ميگردد. گروه هاي كرد چادر نشين در دوره هخامنشي ،نخستين كساني بودند كه در دشت حدفاصل آباده و اصفهان اسكان يافتند .آثار باستاني بر جاي مانده،همچون قلعه باستاني ايزدخواست وقصر بهرام گور در سورمق،شواهدي از وجود فرهنگ وتمدن دراين گستره جغرافيايي است .
شهر آباده به دليل در سر راه اصفهان به شيراز موقعيت ويژه اي دارد و آنرا كليد فارس گفته اند.
در حدود سال 1197 كه كريمخان زند شيراز را به عنوان پايتختي برگزيد و به فرمان اوشاه اسماعيل سوم در آباده مسكون شد،وقلعه اي به نام قلعه شيرازي
(كه هم اكنون آثار آن باقيست) براي حفظ امنيت راه كاروان ها بنا گرديد.
بنا به فرمان وي ،عده اي از طوايف پرندي و گرجي از اصفهان به آباده آمدند و مأمور آبادي و عمران اين منطقه گرديدند.كم كم قلاعي داراي ديوار هاي مرتفعي تقريبأ به ارتفاع 9 تا 10 متر و ضخامت 2 تا 3 متر از چينه ساخته شد. در اطراف هر قلعه و به فاصله 50 متر ،برج هايي ساخته بودند وسوراخ هايي به نام تيركش در آنها تعبيه كرده بودند.
در زمان رضا شاه،بتدريج از ارتفاع قلاع كاسته ودر هاي آن برداشته شد و عبور و مرور وسايل نقليه نيز به نحو محسوسي وضع آنجا را دگرگون كرد به نحوي كه منازل و دكانها از داخل قلاع ,خارج شد و به اطراف شاهراه كنوني منتقل شد.
------------------------------------
آدرس های دیگر این وبلاگ :
------------------------------------------------------------------------
نظرات شما :